نیاز........
خداوندا در این سالی که در پیش است
نمی دانم چه تقدیری مرا فرموده ای، لیکن
در آغاز طلوع روشن سالی، که می آید
کمک کن تا رها سازم زخود
من کوله بار یک هزار و سیصد و افسوس
هزار و سیصد و اندوه
خدایا مهربانم کن
تو چشمان مرا با نور خود بگشا
تو لبخند رضایت را عطایم کن
بفهمان زندگی زیباست
خداوندا، تو راه سبز ایمان را نشانم ده
تو نیکی پیشه ام فرما
که راه حق صبورانه بپیمایم
و هرگز من نباشم از زیانکاران
رفیقا، مهربانا، عاشقم فرما
مرا در شط پر مهر گذشتت، شست و شویم ده
تو پاکم کن، قرارم ده
کریما، دست های گرم و لبخندی، عطایم کن
تو ای نزدیک تر از من به من
اینک مرا دریاب، پناهم ده
عزیزا، پاسدار حرم هر لحظه ام فرما
تو ذکرت را عطایم کن
که با یادت، دلم آرامشی یابد
حبیبا قدردان خوبی ام فرما
تو، گرداننده دل ها و چشمانم
تو ای تدبیر بر هر روز و هر شامم
تو چرخنده احوال این دنیا
بگردان حال من را سوی آن حال که می دانی
تو آرامش عطایم کن
توی ای آموزگار پاک خوبی ها
و راه مهرورزی را نشانم ده
بگیر این دست تنهای مرا، در دست پر مهرت
طبیبا، ای که نامت مرهم دردم
شفایی مرحمت فرما
تو را می خوانمت اینک
اجابت کن مرا، ای منتهای راه رهجویان
تو بر مینای این هستی
رضا بودن عطایم کن
که من همراه هر سختی
بجویم گوهر پنهان و زیبای گشایش را
خدایا مزه پاک عطش را بر لبان تشنه ام بنشان
بنوشان جرعه ای از آن طهور ناب روحانی
مرا مست می جام حضورت کن
برای محو تاریکی، بسوزان جهل من را،
شعله ام گردان
مرا در این سیه سودا، وین سرمای پر سوز و سکوت
سایه های سرد، یاری کن
و با تدبیر پر مهرت
سحرگاهان سروش سبز سیمای سعادت ساز ساقی،
هدیه ام فرما
خداوندا
نمی دانم چه تقدیری مرا فرموده ای اما
برای مردمان خوب این وادی
عطا فرما،
هزار امید
هزار و سیصد آگاهی
هزار و سیصد و هشتاد بهروزی
هزار و سیصد و هشتاد و پنج لبخند زیبا را
نوشته شده توسط < مارال >
سه شنبه 8 فروردین 1385
01:03 ق.ظ