همیشه حاضر..........
لحظاتی رو به یاد بیار که سختی ها رو تجربه کردی
با گذشت زمان باز خودت رو پیدا کنی. تونستی
حالا هم می تونی. غم و اندوه زمانی خوبه که تو رو به
حرکت در می آره باعث می شه خزان و زمستان زندگی رو سپری کنی
تا در بهار جوانه بزنی و شکوفا بشی
نه اینکه باعث بشه توی بهار وجودت رو زمستون فرا بگیره
بهار رو ببین و باور کن. مگه همین دیروز این درختها خالی از برگ
و بار نبودن ولی الان ببین دارن با سرسبزی شون
به ما پیام می دن که سردی و
ناملایمات می گذره و سعادتمند کسی هست
که از بی برگ و باری توشه ای برداره.
از روزهای بی تابی و بی قراریش، قرارش رو پیدا کنه
و در تنهایی بی کرانش، پناهش رو جستجو کنه
وقتی هیچ پناهی رو نمی بینی
و هیچ کس توی خلوت دلت راهی نداره فرصتی هست
برای حضور او که همیشه هست،
فقط باید این فرصت رو مغتنم شمرد
و حضور او که حاضر همیشگی هست رو با تمام وجود درک کرد،
کسب حضور، گاهی تنهایی ما آدم ها زمان مناسبی هست برای
چون او هست
گیتی سراسر پوشیده شده از ابرهای سیاه انزوا. دلیلش فراموشی یک
حقیقت ساده است:
خداوند عاشق ماست. ما سرشته ی عشق او هستیم
و همین عشق است که
بنیان هستی ما را ساخته است.
بدون مهرش نفس نمی آید و قلب نمی تپد. عشق او هستی
ماست
اما چون فاصله ای میان او و ما نیست به راحتی فراموشش کرده ایم.
آنقدر به ما نزدیک است که قادر به مشاهده ی آن نیستیم
و آنچه را که به چشم نبینیم
از یاد می بریم.
باید آگاهانه به خاطر آوریمش و آن هنگام که یادش در وجودمان عمق
گرفت دیگر اثری از تنهایی به چشم نخواهد آمد
دیگر خبری از تاریکی ابرهای سیاه
نخواهد بود و آسمان زندگی سراسر نور و روشنایی می گردد
سرور سراپایت را لبریز
میسازد زیرا در می یابی که حضورت حادثه نبوده است
و بودنت کاملا ضروری و حیاتی است
در مییابی که هدفی فراتر از این داری، هدفی عظیم تر و والاتر از آنچه هستی
