تبلیغات
این فصل را با من بخــــوان باقــی بهـــانست - مطالب اردیبهشت 1385





[شعر , ]

 

 

 

 

آخر دنیا.....

 

 

برایم دست تکان می دهی دورا دور

زمین چند دور دور خودش می چرخد

تو هنوز هم دست تکان می دهی

و تکرار می شوی

من سرم گیج می رود

تو و تکرارت سر از جایی در می آورید که من آن جا نیستم

اینجا برای لحظه ای هم که شده 

دنیا به آخر می رسد

 

 

 

 

 

 



نوشته شده توسط < مارال >
سه شنبه 5 اردیبهشت 1385
01:04 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

[نوشته‌های نوستالژیک , ]

 

 

 

 

 

 

 

برترین.......

 

 

 

 

عشق در دریا غرق شدن است

و دوست داشتن در دریا شنا کردن است

عشق گاه جابجا می شود و گاه سرد می شود

 و گاه می سوزاند . اما دوست داشتن از جای خویش

،از کنار دوست خویش بر نمی‌خیزد،سرد نمیشود که داغ نیست ،

. نمی سوزاند که سوزاننده نیست

عشق فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین

و صمیمی،بی انتها و مطلق.

عشق بینائی را می گیرد و دوست داشتن می دهد

عشق خشن است و شدید ، و در عین حال

ناپایدار و نامطمئن و دوست داشتن

لطیف است و نرم و در عین حال پایدار و سرشار از اطمینان

عشق همواره با شک آلوده است و دوست داشتن سراپا یقین است و شک ناپذیر

عشق هر چه دیر تر می پاید ، کهنه تر می شود و دوست داشتن نو تر

عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند ، زیرا

عشق جلوه ای از خودخواهی

و روح تاجرانه یا جاورانه آدمی است ،

 چون خود به بدی خود آگاهست،

آن را در دیگری که می بیند،از او بیزار میشود و کینه بر می‌گیرد

اما دوست داشتن،دوست را محبوب و عزیز می خواهد

 و می خواهد که همه دلها آنچه را او از دوست در خود دارد،

داشته باشند.که دوست داشتن جلوه ای از روح

خدائی و فطرت اهورائی آدمی است و چون خود به قداست ماورائی

خود بیناست ، آن را در دیگری که می بیند ،

دیگری را نیز دوست دارد و با خود آشنا و خویشاوند می یابد.

از عشق هر چه بیشتر می نوشیم ،

 سیراب تر می شویم و از دوست داشتن هر

. چه بیشتر تشنه تر

 

 

 

 



نوشته شده توسط < مارال >
دوشنبه 4 اردیبهشت 1385
08:04 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

[متن ادبی , ]

 

 

 

فردا......

 

 

 

 

 

 

 

گاهی کنار پنجره می ایستم و به فردا می اندیشم فردا...فردا، فردایی که چون دیروز پنهان است. پنهان در مه.غم را در گلویم خفه می کنم تا کی گل واژه امید،قلب سردم را به تپش وا دارد و منادی بهار باشد.تا کی نوید فردای روشن را با پرستوی مهاجر در میان بگذارد.

ای خدای مهربان، می دانم تنهایم نخواهی گذاشت زندگی من نفسهای من تویی، اگه همه عالم بگن نه اما تو به من بگی بله، برام كافیه. همیشه  با من مهربان بودی من اونقدرا هم با ارزش نیستم.

             

 

                    



نوشته شده توسط < مارال >
یکشنبه 3 اردیبهشت 1385
06:04 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

[متن ادبی , ]

خدایا......

در کنار تو به وجودم ایمان می‌آورم. رویای من فرشته‌‌ بود که در تمام خواسته‌ها ،شادیها و آرزوها با من شریک است.روزی او را در کنار خویش یافتم در کنار هم نشستیم و با هم گفتگو کردیم و چون شب فرا رسید به من نزدیک شد و گفت،بیا در میان تپه‌ها قدم بزنیم، دستهای او را گرفتم و از دشت افسونگر و خاموش گذشتیم و بر روی صخره ای بزرگ نشستیم و به سوی شفق دور دست چشم دوختیم. او به سوی ابرهای طلایی و ماه اشاره کرد و سپس آواز پرنده‌ای شکرگزار را خواند. همیشه سختیهای زندگی بر قلبم جراحت وارد می‌كند، اما چون سر بر می گرداندم و او را روبرویم می‌بینم  که با چشمان عسیلش به من می‌نگرد،ابرهای تیره پراکنده میشود و زندگی در دیدگانم به بهشتی شاد مبدل می‌شود. زیبایی خوشبختی و آرامش ...

چه روزهایی که گذشتند، لحظاتی که  پژمرده شدند،و من بر روی ابرها می نگریستم.  تپه ها  و دره ها را پشت سر می گذاشتم، به خود می گفتم:حتما باید تنها  بر عرشه کشتی غروب را بنگرم، بگویم ای خداااااا..، در روزی از روزهای بهار و در ساعت خورشید بود كه سراب من در میان سکوت و غوغای آدمیان به فضایی با عطر و مجمرها آمیخته شد، وقتی که او نیز در باغ قلبش صدایی ناشناخته شنید که باورش نداشت،دستی پنهان و توانا دست مرا گرفت و صدایی عمیق برگوشم ترانه خواند، و ترانه‌ای آشنا گفت:بازگرد،به ساحل سرزمینت بازگرد، پیش از آنکه کشتی دورتر شود، و او کسی نبود جز تو.تویی كه مهربانیت به ما اندازه ندارد. تویی كه هرگاه خواندمت،پاسخم گفتی.  

در روح آدمی نیز چیزهایی خطور می کند که از ادراک دورتر و از احساس عمیق‌ترند،مثل احساس دوست داشتن، احساسی كه حس عجیبی دارد و هیچ‌وقت نمیشه اونو توصیف كرد، پس چگونه می‌توانم دوست داشتنم را با سخن به تصویر بکشم. 

                     

 

 



نوشته شده توسط < مارال >
یکشنبه 3 اردیبهشت 1385
04:04 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]



نوشته های قبلی...


صفحات وبلاگ...

1 2

 

درباره وبلاگ

 وبلاگ من
ایمیل من


your browsers no support



موضوعات

General(19)
شعر(19)
متن ادبی(49)
مقاله(0)
خبر(2)
خاطره(6)
فلسفی(7)
نوشته‌های نوستالژیک(30)

آرشیو

  خرداد 1385 (9)
  اردیبهشت 1385 (19)
  فروردین 1385 (73)
  اسفند 1384 (9)
  بهمن 1384 (12)
  دی 1384 (10)


لینکستان

کاش میشد اشک را تهدید کرد

موسیقی


لینکدونی

آرشیو لینكدونی


جستجو



خبرنامه


آمار وبلاگ

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -


 با تشکر از...

طراح قالب

All Powered By :
MihanBlog.com





soofy.Mihanblog.com