تبلیغات
این فصل را با من بخــــوان باقــی بهـــانست





[متن ادبی , ]

دل......

تا حالا دلت رو جا گذاشتی؟

تاحالا شده دلت برای كسی بتپه ؟

تا حالا شده محبت كسی تو دلت جاخوش كنه ؟

اگه اینو تجربه كرده باشی، میدونی چقدر سخته اونقدر كه زندگیتو فلج میكنه.

دیگه تمام فكر و ذهنت رو خیال اون به خودش مشغول میكنه و تو دیگه مال خودت نیستی.

بعد از اون هر بار با شنیدن صداش دلت میلرزه و با هر لرزه‌ای حس میكنی همه سلولات‌حركت میكنند.

اما..........

دل من لرزشی می‌خواد و گریزی از سر فریاد.

دلم جایی رو برای آرامش می‌خواد به دور از دورویی‌و مكر

جایی كه چشم روی هم بزارم و اصلا ندونم آفتاب كی طلوع میكنه،

كی غروب.جایی در دوردست كه بتونیم در سایه آرامش اون خودم رو كه

سالهاست گم كردم پیدا كنم و با تولدی دوباره، آنچیزی رو به دست بیارم

كه هدف اصلی خلقتمه.

دل آدمی جای خداست و نباید با آلودگیهای دنیایی اونو به لجنزار تبدیل كرد.مگر اینكه

 كسی پیدا بشه كه لیاقت تصاحب دلت رو داشته باشه تا اونو به مفت نفروخته باشی.  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



نوشته شده توسط < مارال >
یکشنبه 13 فروردین 1385
02:04 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]



نوشته های قبلی...


صفحات وبلاگ...

 

درباره وبلاگ

 وبلاگ من
ایمیل من


your browsers no support



موضوعات

General(19)
شعر(19)
متن ادبی(49)
خبر(2)
خاطره(6)
فلسفی(7)
نوشته‌های نوستالژیک(30)

آرشیو

  خرداد 1385 (9)
  اردیبهشت 1385 (19)
  فروردین 1385 (73)
  اسفند 1384 (9)
  بهمن 1384 (12)
  دی 1384 (10)


لینکستان

کاش میشد اشک را تهدید کرد

موسیقی


لینکدونی

آرشیو لینكدونی


جستجو



خبرنامه


آمار وبلاگ

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -


 با تشکر از...

طراح قالب

All Powered By :
MihanBlog.com





soofy.Mihanblog.com