یا علی ابن موسی الرضا ادركنی.....
امروز نیز هر كس بال كبوتر خودش را بر ضریحت نرساند
روشن تو بال و پر نگشود آسمان را ادارك نخواهد كرد و در هوای
ای مشرق معرفت در خراسان عزیز، هنوز هم كه هنوزه و همیشه
تویی كه میتابی و طلوع تو را هر بامداد از مشرق سینهامان حس میكنیم
و بی شرط ورودت به قلمرو هستی،در هیچ جادهای قدم نزده و هیچ دستی
فشاریم. ما را برای بیعت دیگر یاری ده و به خراسانت بخواه را به بیعت نمی
می رسم غمگین، گرد قربت نشسته بر دوشم........
آمدم كنار مرقد تو، دامنی اشك و آه آوردم
مثل آهوی خسته از صیاد، به حریمت پناه آورده ام
آمدم تا خزان قلبم را به نگاهی پر از جوانه كنی
بشكنت بغض، اشكهایم را مثل تسبیح دانه دانه كنی
در طواف تو مثل پروانه، هستی ام را به باد خواهم داد
تا نگاهم كنی، تو را سوگند به عزیزت جواد خواهم داد
نوشته شده توسط < مارال >
جمعه 11 فروردین 1385
03:03 ق.ظ