تبلیغات
این فصل را با من بخــــوان باقــی بهـــانست





[متن ادبی , ]

 

 

 

 

ترس از انتخاب......

 

با این آدمها غریبه ام .... نه ادبیاتمان نه تجربیاتمان و نه هیچ نقطه‌ای برای اینكه به هم نزدیك امان كند، را تا به حال نیافته ام...اما حضورشان را نه می شود انكار كرد نه مهم شمرد ! عادت به فكر كردن درباره آنچه نیستم و شاید می بایست باشم را نمی شود ترك كرد!!این تجربه تحمل دیگران همراه با خونسردی برایم لازم است ...خیلی! باید یاد بگیرم هیچ كس شبیه من نیست و نباید هم باشد. 

از انتخاب كردن همیشه ترسیده ام همینطور از انتخاب نکردن... ...دلشوره ای كه نه میشود از آن گریخت نه تحمل‌اش كرد.....چگونه است كه مدتها تصور میكردم آنچه پیش آمده و من انتخابش كرده‌ام و ناخودآگاه سرنوشت دانسته‌ام درست بوده و می بایست اتفاق می افتاده ..و یا از میان
آنچه احتمال داشت اتفاق بیفتد همیشه بهترین حالت اتفاق می افتد ؟؟با كدام اصل منطقی چنین تحلیلی كرده ام؟ نمی دانم یا شاید هم نمی خواهم بدانم!هر گاه به وسوسه ای سر سپرده ایم می گوییم انتخاب كرده ایم!در صورتیكه آن لحظه نمی توانیم بفهمیم از كدام نیرو استفاده كرده ایم برای این انتخاب !پس خودمان را فریب می دهیم می گوییم ...

این منطقی است  كه البته برای خودمان طراحی اش می كنیم و بعد انگ یك اصل كلی واساسی به آن می چسبانیم ولی این را می دانیم كه نتیجه گزینش ما خیلی پیچیده تر از آن است كه پیامد اش رامنتصب به انتخاب امان بدانیم...برای همین از انتخاب می ترسم.

 

 

 



نوشته شده توسط < مارال >
سه شنبه 8 فروردین 1385
02:03 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]



نوشته های قبلی...


صفحات وبلاگ...

 

درباره وبلاگ

 وبلاگ من
ایمیل من


your browsers no support



موضوعات

General(19)
شعر(19)
متن ادبی(49)
خبر(2)
خاطره(6)
فلسفی(7)
نوشته‌های نوستالژیک(30)

آرشیو

  خرداد 1385 (9)
  اردیبهشت 1385 (19)
  فروردین 1385 (73)
  اسفند 1384 (9)
  بهمن 1384 (12)
  دی 1384 (10)


لینکستان

کاش میشد اشک را تهدید کرد

موسیقی


لینکدونی

آرشیو لینكدونی


جستجو



خبرنامه


آمار وبلاگ

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -


 با تشکر از...

طراح قالب

All Powered By :
MihanBlog.com





soofy.Mihanblog.com