تبلیغات
این فصل را با من بخــــوان باقــی بهـــانست





[متن ادبی , ]

سخنی با خود.....

 

در دل این شب تاریك بر سینه شهری خاموش صحبت از آرزوهایی است كه یه توجه كوچیك به آنها،قافله عمر رو به منزل مقصود  میرسونه.نسیم یادها،خاطراتی رو در نهانخانه دل بیدار میكنه و سكوت خسته تنهایی سایه-روشنهایی از رویاهای رازگونه بر پرده چشمها میكشه.مرغ سبكبال روح آشفته و نگران من،همچنان پركشیده و به پیشروی ادامه میده  و از فراز دخمه‌های متروك گذشته به شتاب راهی دورانهای دورتر میشه،اوقاتی كه اگر با درایت طی میشد امروزت رو با دل تنها و غمی پنهان رودر رو نمیكرد.

چه خوب میشد كه همه ما آدمها با دیده خوشبینی به دنیا نگاه میكردیم و به جای غصه و غم، پیام شادی برای هم هدیه میاوردیم،.به قشنگی‌های زندگی نظر میكردیم و روی بال آرزو، یه سری به شهر عشق سفرمیكردیم،دل و جانمان رو در چشمه زلال محبت صفایی داده وپاییز دل رو به بهارتبدیل میكردیم.

كاش میتونستیم شكست‌ها رو باور نكرده و گلهای امید رو پرپر نكنیم،برای یكدیگر سرنوشت ساز شده و غصه بیش و كم زندگی رو نخوریم.

كاش زندگی به راحتی گفتن حرفها بود، اما خیلی وقتا واقیعت‌های زندگی اونقدر روی ما اثر غیر قابل انكاری میذاره كه درس‌های زندگی رو فراموش می‌كنیم.  



نوشته شده توسط < مارال >
دوشنبه 7 فروردین 1385
04:03 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]



نوشته های قبلی...


صفحات وبلاگ...

 

درباره وبلاگ

 وبلاگ من
ایمیل من


your browsers no support



موضوعات

General(19)
شعر(19)
متن ادبی(49)
خبر(2)
خاطره(6)
فلسفی(7)
نوشته‌های نوستالژیک(30)

آرشیو

  خرداد 1385 (9)
  اردیبهشت 1385 (19)
  فروردین 1385 (73)
  اسفند 1384 (9)
  بهمن 1384 (12)
  دی 1384 (10)


لینکستان

کاش میشد اشک را تهدید کرد

موسیقی


لینکدونی

آرشیو لینكدونی


جستجو



خبرنامه


آمار وبلاگ

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -


 با تشکر از...

طراح قالب

All Powered By :
MihanBlog.com





soofy.Mihanblog.com