تبلیغات
این فصل را با من بخــــوان باقــی بهـــانست





[نوشته‌های نوستالژیک , ]

خدایا...

عشق از زندگی کردن بهتر است

به هر که دوست تر می‌داری بچشان

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینائی .

اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال

عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سر می زند بی ارزش

دوست داشتن از روح طلوع می‌کند
 و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد ، داشتن نیز
 همگام با آن اوج می گیردعشق جوششی یکجانبه است،
 به معشوق نمی‌اندیشد که کیست ؟یک (خودجوشی ذاتی) است
و از این رو همیشه اشتباه می‌کند و در انتخاب به سختی می‌لغزد و یاهمواره
 یکجانبه می‌ماند و گاه ، میان دو بیگانه ناهمانند
 عشقی جرقه می زند و چون
در تاریکی است و یکدیگر را
 نمی بینند ، پس از انفجار این صاعقه است که در پرتو روشنائی
 آن،چهره یکدیگر را میتوانند دید و در اینجاست که گاه،پس از جرقه زدن
 عشق ، عاشق و معشوق که به چهره هم می نگردند ، احساس میکنند که
 هم را نمی شناسند و از بیگانگی‌اشان پس از عشق - که درد کوچکی نیست -
فراوان است اما دوست داشتن در روشنائی ریشه میبندد
 و در زیر نور سبز می شود و رشد می کند و از این رو است که
 همواره پس از آشنائی پدید می آید ، و در حقیقت ، درآغاز ، دو روح
 خطوط آشنائی را در سیما و نگاه یگدیگر می خوانند و پس از آشنا شدن

است که (خودمانی) می شوند - دو روح ، نه دو نفر ، که ممکن است دو نفر
 با هم در عین رودربایستی‌ها احساس خودمانی بودن
کنند و این حالت به‌قدری ظریف و فرار است که بسادگی
 در زیر دست احساس و فهم میگریزد- و سپس طعم خویشاوندی
و گرمای خویشاوندی از سخن و رفتار و آهنگ کلام یکدیگر احساس
 می
 شود و از این منزل است که ناگهان،خود به خود ،دو همسفر به چشم

 می بینند که به اند پهندشت بی کرانه مهربانی رسیده

 و آسمان صاف وایمان بی لک دوست داشتن بر بالای سرشان

 خیمه گسترده است و افقهای روشن و پاک و صمیمی در برابرشان

 باز می شود و نسیمی نرم و صمیمی همچون یک معبد متروک که در

 محراب پنهانی آن خیال راهبی بزرگ نقش بر زمین شده و زمزمه درد آلود

نیایشش مناره تنها و غریب آنرا بلرزه می آورد

هر لحظه پیام الهامهای تازه آسمانهای دیگر و سرزمینهای

 دیگر و عطر گلهای مرموز و جانبخش بوستانهای دیگر را بهمراه

 دارد و خود ر ابه مهر و عشوه ای بازیگر و شوخ ، هر لحظه ، بر سر

ش و روی این دو میزند





 

 

 

 

 

 

 



نوشته شده توسط < مارال >
پنجشنبه 31 فروردین 1385
05:04 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]



نوشته های قبلی...


صفحات وبلاگ...

 

درباره وبلاگ

 وبلاگ من
ایمیل من


your browsers no support



موضوعات

General(19)
شعر(19)
متن ادبی(49)
خبر(2)
خاطره(6)
فلسفی(7)
نوشته‌های نوستالژیک(30)

آرشیو

  خرداد 1385 (9)
  اردیبهشت 1385 (19)
  فروردین 1385 (73)
  اسفند 1384 (9)
  بهمن 1384 (12)
  دی 1384 (10)


لینکستان

کاش میشد اشک را تهدید کرد

موسیقی


لینکدونی

آرشیو لینكدونی


جستجو



خبرنامه


آمار وبلاگ

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -


 با تشکر از...

طراح قالب

All Powered By :
MihanBlog.com





soofy.Mihanblog.com