
تمام لحظات زندگی به یادم خواهی ماند٬میدانم.......
تصاویر از برابر چشمانت میگذرند.بیشترشان زیبایند و دوست داشتنی.حتی بعضی از اونا برات حکم یک نفس رو دارن!روزها گذشتند.زیبا و پرغرور..آرام و بیصدا.حتی روزهای سرد.حالا دیگه همشون به خاطراتی رویا گونه تبدیل شدند وامروز ما رو در حسرت بازگشتشان باقی گذاشتند وبا این آرزو که کاش لحظات تکرارپذیر بودند.
در این شرایط دیگه رویاهایم را دور ریختم درست زمانی که میتوانستم به انجامشان برسانم و همیشه فکر کرده ام که این طریق زندگیست.زندگی من و هر کس دیگر.اما تو رویاهای خود را دنبال کن وخطر را بپذیر.توتمام آنها را میدانستی اما در حال به یاد آوردنشان هستی.آیا فراموششان کرده بودی؟(رویاهایت را میگویم.تمام آنچه که تنها متعلق به توست.)شاید٬اما ارزشش را دارد.
هرچی فکر میکنم نمیدانم که تقدیر دلم چیست...شاید شکستن/هی شکستن/و شکستن.
نوشته شده توسط < مارال >
جمعه 30 دی 1384
07:01 ق.ظ